عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

222

منازل السائرين ( فارسى )

است . آنچه كه خواجهء بزرگوار به عنوان صبر در نظر گرفته است : « حبس نفس از هرچيزى كه براى انسان گران مىآيد » كه ممكن است مصيبت يا گناه يا چيزهاى ديگر باشد . حتى بعضى از خوشىها براى انسان گران مىآيد و انسان بايد صبر كند و صبر آن است كه زبان را از شكايت ببندد . در شرح اين عبارات آمده است كه شكايت كردن به خدا هيچ ايرادى ندارد . شكايت به غيرخدا نبايد كرد . « زبان را از شكايت ببندد » يعنى از اغيار بپوشاند ، نه اينكه با خدا در دل نكند . در پيشگاه خدا بايد از همه‌چيز شكايت كند كه ائمه ما عليه السّلام مىكردند : الهى ، اليك اشكو نفسا . . . « 1 » از نفس خودشان به خدا شكايت مىكردند . نمونه‌هايى در قرآن كريم داريم . يك نمونه داستان حضرت ايوب عليه السّلام است : وَ اذْكُرْ عَبْدَنا أَيُّوبَ إِذْ نادى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطانُ . « 2 » ياد كن بنده ما ايوب را آنگاه كه پروردگارش را ندا كرد ، و گفت : خداوندا مسلما ضرر شيطان به من رسيده است . خداوند مىفرمايد : بنده ما ايوب را ياد آوريد ، همه‌چيزش را از دست داد ، زندگى ، فرزندان ، دارايى ، سلامتى ، آن‌جا هم شيطان دست‌بردار نبود . حضرت ايوب به خدا شكايت كرد : خدايا شيطان مرا مس مىكند . يعنى هنوز مىآيد زانو با زانوى من مىنشيند ، مرا وسوسه مىكند ، بعد مىفرمايد : إِنَّا وَجَدْناهُ صابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ . « 3 » مسلما ما او را صبور يافتيم و چه بندهء نيكى بود كه بسيار به جانب ما رجوع كرد . چون صبورى پيشه كرد ايوب را * از بلا او را در رفعت گشاد صبر مفتاح الفرج نشنيده‌اى ؟ * كاندرين تعجيل در پيچيده‌اى ؟ صبر آرد عاشقان را كار دل * بىدلان را صبر شد آرام دل « 4 »

--> ( 1 ) . مناجات خمس عشرة الثانية ، مناجات الشاكين . ( 2 ) . سورهء ص / 41 . ( 3 ) . سورهء ص / 44 . ( 4 ) . مولوى .